تبليغاتX
حمایت از زهرا کمال فر Zahra Kamalfar

حمایت از زهرا کمال فر Zahra Kamalfar

در دفاع از زهراکمال فر و فرزندانش که در فرودگاه مسکو آواره است

Iranian refugee who lived in Moscow airport now in Vancouver

Fainted on arrival in Canada

Doug Ward, CanWest News Service

Published: Friday, March 16, 2007

VANCOUVER — An Iranian family’s two-year flight to freedom, which included a Kafkaesque 10-month enforced sojourn in the transit lounge of Moscow’s international airport, ended happily yet dramatically Thursday in Vancouver.

     Zahra Kamalfar, accompanied by her two children, was detained for an hour at Vancouver International Airport upon arrival for allegedly smoking on a plane.

     Then, after an emotional reunion with her brother and meeting with supporters and reporters, a sobbing Kamalfar fainted and rested briefly on the floor of the Vancouver International Airport, overwhelmed by emotion and exhaustion.

Zahra Kamalfar is comforted after she fainted after arriving at Vancouver International airport on Thursday.View Larger Image View Larger Image

Zahra Kamalfar is comforted after she fainted after arriving at Vancouver International airport on Thursday.

CanWest News Service
Email to a friendEmail to a friendPrinter friendlyPrinter friendly
Font:

     Speaking to reporters, Kamalfar thanked the United Nations for giving her refugee status, the Canadian government for accepting her and her brother Nader Kamalfar, who lives in Vancouver, for helping her gain entry into Canada.

     “We had too much hard life,” said Kamalfar, speaking in fractured English.

     “Thirteen months in just one room and 10 months or more in transit. But first we have God and after that... we are strong. I am Iranian woman. Iranian woman.”

     Kamalfar begged off further questions from reporters, saying “I am very tired.” Seconds later she fainted and, after a few minutes rest, was escorted to a taxi and her new life in Vancouver.

     Late Thursday night the RCMP said in a press release that it is uncertain whether there is enough evidence to support the smoking on the plane allegations “against the 46-year-old who was the subject of the complaint.”

     Kamalfar and her 17-year-old daughter Ana, and her son Davood, 12, had been living in the transit of the Sheremetyevo International Airport since last May, said Kamalfar’s Canadian lawyer Negar Azmudeh.

     Kamalfar’s limbo life at the Moscow airport, where she depended on the goodwill of strangers and food from Aeroflot, was reminiscent of Tom Hank’s character in the 2004 movie, The Terminal.

     Kamalfar’s ordeal began almost three years ago when she and her husband participated in a demonstration in Tehran in July 2004 against the Islamic government and for human rights, said Azmudeh.

     They were both arrested and put in jail. While in jail Kamalfar was lashed.  She was given a two-day pass to visit her family in April of 2005 .

     Upon her return home, Kamalfar was told that her husband had been executed. Kamalfar then fled Iran with her two children. She went overland to Turkey and then flew into Russia and caught a flight to Germany with Canada her ultimate destination.

     But the Kamalfar family was intercepted by German authorities in Frankfurt and sent back to Russia, where she remained until gaining refugee status in Canada.

     The United Nations High Commission for Refugees UN Refugee Agency interviewed her initially in Moscow but denied her refugee status. Kamalfar and her kids were put under house arrest in a Moscow hotel room for about a year. Then last May they brought her into the transit lounge, where she remained until days ago.

     In November Russian authorities ordered her deported but she slashed her wrists and her daughter swallowed some cleaning substance in a successful attempt to delay the deportation process.

     The European Commission ordered a halt to the deportation process until she could interviewed again by the UN Refugee Agency and this time she was deemed to be a convention refugee, said Azmudeh.

     Kamalfar intends to live in Vancouver, already home to about 30,000 Iranians, and to place her two children in school here, said family friends.

+ نوشته شده در  Sun 25 Mar 2007ساعت 3:20 AM  توسط حامیان Protectors  | 

رسیدن به کانادا، پس از دوسال سرگردانی

علی شریفیان

۲۳ مارس ۲۰۰۷
۳ فروردین ۱۳۸۶ خورشیدی

برای شنیدن فایل صوتی «اینجا» را کلیک کنید.

روز سه‌شنبه‌ی هفته‌ی گذشته خانم زهرا کمال‌فر، همراه با پسر ده ساله‌اش داود و دختر هیحده ساله‌ی خود آنا، در میان استقبال و هیجان برادرش نادر و همچنین گروهی از ایرانیان ونکوور به کانادا رسیدند.



البته بعد از فرود هواپیمای حامل این خانواده در فرودگاه ونکوور، حادثه‌ی غیر مترقبه‌ای رخ داد: خانم کمال‌فر در دستشویی هواپیما سیگار کشیده بود. مأموران وی را به مدت سه ساعت نگاه داشتند، اما بدون آن که به خاطر این کار خلاف قانون جریمه‌اش کنند به وی اجازه دادند به سالن فرودگاه وارد شود.

خانم کمال‌فر در سال ۲۰۰۴ همراه همسرش، به‌خاطر شرکت در تظاهراتی سیاسی، دستگیر و زندانی شده بود. وی بر این باور است که شوهرش را اعدام کرده‌اند.
حدود دوسال پیش خانم کمال‌فر با استفاده از یک مرخصی دو روزه از زندان، همراه با فرزندانش، با پاسپورت جعلی بلغاری، ایران را ترک کرد تا با گذشتن از مسکو و فرانکفورت، به کانادا بیاید و پناهنده شود. در فرانکفورت، مأموران فرودگاه متوجه پاسپورت جعلی آنها شدند و این خانواده را بر اساس قوانین بین‌المللی به مسکو برگرداندند.


«ما ۲۳ ماه زندگی بسیار سختی داشتیم»

در ژانویه‌ی گذشته تلویزیون سی بی سی کانادا گزارشی را از وضعیت تأثرانگیز این خانواده در فرودگاه مسکو پخش کرد. گروهی از جامعه‌ی ایرانیان ونکوور، و همین‌طور فعالان حقوق بشر، از دولت کانادا خواستند که به وضعیت این خانواده رسیدگی کند.

بعد از مدت‌ها، «کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل» (UNHCR) به آنها پناهندگی داد و به‌دنبال آن، کشور کانادا این خانواده را به عنوان مهاجر پذیرفت.

خانم کمال‌فر در فرودگاه در تشکر از دولت کانادا گفت:
«من نمی‌دانم چگونه از دولت کانادا تشکر کنم. آن چه که پیش از هر چیز می‌توانم بگویم، این است که از کمک کردن شما به من و فرزندانم خیلی خیلی خیلی متشکرم».

آنا، دختر وی، نیز احساس خود را از رسیدن به کانادا این گونه بیان کرد:
«من به هیچ چیز فکر نمی‌کنم. الان فقط ... فقط آزادی را احساس می‌کنم. می‌توانم دوباره آسمان، ماه و خورشید را ببینم و می‌توانم دوباره هوای آزاد تنفس کنم».

خانم کمال‌فر، بعد از چند کلمه‌ای که خطاب به خبرنگاران حاضر در فرودگاه گفت، از فرط هیجان، برای چند دقیقه بی‌هوش شد. او پس از به هوش آمدن، همراه با برادرش نادر، که بعد از چهارده سال او را دیده است، فرودگاه را ترک کرد.

خانم نگار آزموده، وکیل این خانواده، می‌گوید اکنون که کانادا این خانواده را به عنوان مهاجر پذیرفته، دو فرزند خانم کمال‌فر در کانادا آینده‌ی روشنی پیش روی دارند.

از رادیو زمانه

+ نوشته شده در  Sun 25 Mar 2007ساعت 3:11 AM  توسط حامیان Protectors  | 

زهرا کمال فر و دو فرزندش در فرودگاه مسکو

 

خبر خوش!

زهرا کمال فر و دو فرزندش به زودی از ماه ها آوارگی در فرودگاه مسکو نجات می یابند.

 بر اساس اخباری که به دست ما رسیده است این سه نفر روز چهارشنبه به سمت کانادا پرواز خواهند کرد.

 

 

تقاضای پناهندگی این سه نفر که از ماه ها پیش در این فرودگاه آواره بوده اند سرانجام توسط دولت کانادا پذیرفته شده و با پذیرش آنان، چهارشنبه این هفته به سمت کانادا پرواز خواهند کرد.

 

ما تلاش های بسیاری در جهت تماس با این خانواده و نیز ترغیب روزنامه نگاران و وبلاگ نویسان روس برای سر زدن به آنها به خرج دادیم و نیز تلاش کردیم تا کمک هایی را نیز برای آنها سازمان دهیم اما خوشحالیم که اکنون با این خبر خوش، همه چیز به پایان رسید.

 هر روزتان نوروز نورزتان پیروز

در این جا از فرصت استفاده می کنیم و از همه دوستانی که با پیغام های همدردی خود و یا اعلام آمادگی به عنوان حامی گامی در جهت یاری رسانی به این خانواده برداشتند، تشکر کنیم.

 

به این ترتیب فعالیت این وبلاگ با پایانی خوش به پایان می رسد و بسیار خوشحالیم که همچنان که در پیام اولیه خود آرزو کرده بودیم، زهرا، آنا و داوود نوروز را در سرپناهی امن و با آرامش خاطر خواهند گذراند.

 

به امید روزهای بهتر

 

حامیان زهرا کمال فر و فرزندانش


اطلاعیه فدارسیون همبستگی:

 

پس از ٩ ماه آورگى در فرودگاه مسكو و به دنبال كمپين و موفق بين المللى فدراسيون

 

زهرا كمالفر از فرودگاه مسكو نجات يافت

 

زهرا و فرزندانش چهارشنبه ١۴ مارس به كانادا پرواز ميكنند

 

طبق خبرى كه دقايقى پيش خانم كمالفر به اطلاع دبيرخانه فدراسيون رساند. سفارت كانادا به خانم كمالفر و فرزندانش اعلام كرده كه كيس پناهندگى آنها و انتقال به كانادا را مورد پذيرش قرار داده و روز چهارشنبه١٤ مارس به كانادا انتقال خواهند يافت.

 

خانم كمالفر و فرزندانش عاقبت پس از ٩ ماه آوارگى در سالن ترانزيت فرودگاه مسكو به يمن يك كمپين بين المللى به رهبرى فدراسيون سراسرى پناهندگان ايرانى و با حمايت وسيع و بين المللى هزاران نفر از يك كابوس شوم روزمره نجات يافته و از استيصال و سردرگمى رهايي يافت.

 

فدراسيون سراسرى پناهندگان ايراني از اوائل ورود خانم كمالفر در فرودگاه مسكو كمپينى را با هدف جلوگيري از ديپورت وي و به رسميت شناختن حق پناهندگى وي آغاز كرد. اين كمپين از معدود كمپين هاي فدراسيون بود كه مورد توجه و حمايت وسيع و بين المللى قرار گرفته و دهها رسانه خبري و شبكه تلويزيونى سراسرى و بين المللى وضعيت تراژيك و اسف بار خانم كمالفر در فرودگاه مسكو را منعكس كردند. فدراسيون سراسرى پناهندگان ايرانى در ادامه اين كمپين به شبكه اى بدل شد كه دهها سازمان و نهاد و صدها نفر در اقصى نقاط دنيا را به هم متصل كرده و در يك زنجيره بهم پيوسته فعاليتهاي مشترك، اين كمپين را با پيروزى به سرانجام رساند. در مرحله اول اين كمپين موفق شديم كميسارياي پناهندگان سازمان ملل را وادار كنيم كه حق پناهندگى خانم كمالفر را برسميت شناخته و جلوي ديپورت قطعى وي به ايران را بگيريم.

 

فاز دوم كمپين فدراسيون سراسرى پناهندگان ايرانى از ١٩ فوريه و با قصد انتقال فوري خانم كمالفر و فرزندانش به كانادا آغاز شد. در دل اين كمپين نيز دهها نامه و گزارش براى صدها سازمان مختلف در سراسر جهان ارسال شد. وزارت امور مهاجرت كانادا، وزارت خارجه و كميسيون حقوق بشر پارلمان اوتاوا زير فشارهاي سنگين ما قرار گرفته و از آنها خواهان انتقال فورى خانم كمالفر به كانادا شديم. تمام اين فعاليتها عاقبت سرانجام و خاطره خوشى را نه تنها براي خانم كمالفر بلكه براى ميليونها نفر كه زندگى دردناك آنها در فرودگاه مسكو را از كانال هاي تلويزيوني ديده و نگران اين خانوده بودند، ايجاد كرده است.

 

نجات زهرا كمالفر و فرزندانش از سالن فرودگاه مسكو يك اتفاق ساده نبود. اين يك پيروزي مهم در جنبش پناهندگى يك موفقيت با ارزش در جبهه دفاع از انسانيت و يك فعاليت درخشان در كارنامه فدراسيون است.

 

همبستگى فدراسيون سراسرى پناهندگان ايرانى اين موقفيت درخشان را به زهرا كمالفر و فرزندانش داوود و آنا به خانواده زهرا كمالفر به ويژه نادر در كانادا و به كليه سازمانها و كسانيكه اين كمپين را مورد حمايت قرار داده و براي نجات زهرا فعاليت عملى انجام دادند تبريك گفته و براي خانواده كمالفر زندگى خوبى را در كانادا آرزو ميكند.

 

همينجا ما بارديگر كليه پناهندگان را فرا ميخوانيم كه در فدراسيون سراسرى پناهندگان ايراني متشكل شده و از حق پناهندگى خويش قاطعانه دفاع كنند.

 

 

همبستگى فدراسيون سراسرى پناهندگان ايراني

١٢ مارس ٢٠٠٧


+ نوشته شده در  Tue 13 Mar 2007ساعت 1:38 AM  توسط حامیان Protectors  | 

+ نوشته شده در  Sat 17 Feb 2007ساعت 7:26 PM  توسط حامیان Protectors  | 

An Iranian refugee family has been imprisoned in the Russian capital for 18 months. Zahra Kamalfar is an Iranian citizen made a refugee claim, together with her two minor children, Ana (DOB 1367-11-02) and Davood (DOB 1373-3-25) through UNHCR in Russia on or about May 3, 2005.

Originally, Zahra and the children were being kept at a hotel at the airport. However, several months ago, they were evicted from the hotel and forced to sleep in the open terminal. They have not had access to shower facilities and are restricted to public toilets.

Zahra and her husband were involved in demonstrations in Iran in the year 2000. In July 8 2004, Zahra was arrested and held in jail. Zahra was in jail for 8 months. Then she was released on a 48 hour pass to visit her family. She immediately fled Iran with her two children on April 6 2005. She and her two children went to Turkey on a false Bulgarian passport arranged by a smuggler. Zahra and her children then traveled from Turkey, transiting through Russia on their way to Germany. When they arrived in Germany, the authenticity of their passports was questioned. Zahra made asylum claims but their asylum claims were refused by German immigration authorities and then they were sent back to Russia. When they returned to Russia, they were detained by the Russian authorities. The Russian authorities then assaulted her and her daughter. The Russian authorities want to send Zahra and her children back to Iran. Zahra is afraid to return to Iran as she believes she will be sent to jail and run the risk of rape, torture and possibly death. She also fears her daughter will be at risk of being sexually assaulted and raped.

The Russian authorities now want to deport the family to Iran; something that the family is convinced will be devastating to their lives and safety. The Russian authorities are imposing pressure on the family by having them stranded in the transit hall of the Moscow International Airport for months, denying them all access to the most basic needs, including shower, proper food, etc. Regardless of the legalities of their case, this is a clear breach of all human rights principles.

Russia acceded to the 1951 Refugee Convention in 1993. As a signatory to the 1951 Refugee Convention, Russia is responsible for carrying out the refugee status determination procedure and granting asylum to those people who are entitled to it.

We strongly urge the Russian immigration authorities and UNHCR in Russia to review Miss Zahra Kamalfar's case and grant her and her children refugee recognition based on her well-founded fear of future persecution and execution.

Follow the latest up-to-hour news here

+ نوشته شده در  Fri 16 Feb 2007ساعت 3:27 AM  توسط حامیان Protectors  | 

هنوز منتظریم تا یکی پیشقدم شود...

 Спасаите Захру Камолфара и её детей

یکی مسئولیت به دوش بگیرد و ما از دور برایش کف بزنیم...

یک شبانه روز دیگر گذشت، این سه یک شبانه روز دیگر در میان دیوارهای فرودگاه شب را به روز رساندند، در میان سرما توی پتوهایشان پیچیدند و خرت وپرت هایشان را با خود این ور و  آن ور کشیدند، ما نشستیم تو خانه های گرم مان پای تلویزیون و به بحث و کامنت گذاشتن در اینترنت که چرا این طوری شد؟ چرا باید کمک شان کرد؟ یا شاید بشود کمک کرد؟ توی وبلاگ های دیگر کامنت نوشتیم و تا توانستیم چت کردیم...

کاش از جایمان بلند می شدیم و از پشت پنجره می دیدم که کسی تنها ست، کسی دلشکسته است، کسی به کمک احتیاج دارد...کسی که اگر هموطن ما هم نباشد، دیگر ما داستانش را می دانیم و این دانستن است که باید برایمان سخت باشد... پس چرا هنوز نشسته ایم؟

از دو سه شب پیش که پس از مدتی منتظر دیگران ماندن، ناگهان خودم به عنوان حامی اول وارد معرکه شدم، انتظار داشتم که حداقل دو سه نفر پای ثابتی پیدا شوند و باهم تشریک مساعی کنیم... ولی هنوز...

هنوز منتظریم!...

می شود که شب عید ۱۳۸۶ این سه نفر به پایان کابوسهایشان برسند؟

+ نوشته شده در  Thu 15 Feb 2007ساعت 3:43 AM  توسط حامیان Protectors  | 

 

We Drink and Bathe from the Toilets" -- Iranian Dissident

Trapped 73 Days (and counting) in Moscow Airport - Exclusive Pajamas Media Video CONTINUOUSLY UPDATED

PJM in Hollywood

(Video smuggled out of the Moscow airport and exclusive to Pajamas Media. Translation by Iranian-American filmmaker Ardeshir Arian. Michael Ledeen’s backgrounder on this case can be read HERE.)


UPDATE - TUES - 8:16 PST:
PJM sources inform Kamalfar is still at the Moscow airport and did not leave for Iran on the first flight. An Aeroflot flight leaves for Tehran in about an hour. Negotiations are ongoing between human rights organizations and the Russians and, presumably, between the Russians and the Iranian regime.

FURTHER UPDATE - 16:26 PST: Midnight in Moscow, as the song goes. The latest reports to reach PJM are that Zahra Kamalfar is under the watchful eye of three Iranian men with ear pieces. (She knows they are Iranian because they whisper to each other in Farsi.) It is probable they could not be there without the acquiescence of the Russians. Meanwhile, PJM has learned that Kamalfar’s brother - Nader Kamalfar - has official political asylum in Canada. Her other brother was killed in Iran, presumably by the regime. At the moment, Zahra has no papers to prove her family identity. Those are in the hands of the Canadian law firm representing her brother, but are not available until Wednesday. (She may be in Tehran by then.) All of this is, of course, unconfirmed.

UPDATE OUT OF A LE CARRE NOVEL - 13:20 PST: According to PJM sources, Russian intelligence working with Iranian agents may have bugged Kamalfar’s cell phone. The following dialog was reported by Kamalfar, who received a suspicious phone call from someone unknown speaking in Persian, asking if she had received her documents (they are being withheld to keep her trapped):

Zahra: Who are you, how did you get this number?
Man: Ms. Afshar gave us your number [not true]
Zahra: I don’t know you
Man: Don’t be afraid of me
Zahra hangs the phone up.

The Ms. Afshar referred to is Ms. Hengameh Afshar, a Los Angeles-based broadcaster who is helping the Kamalfar family. For those interested in the provenance of the video, it was smuggled out by an Afghani student passing through the Moscow Airport. As of this moment, all indications are that Kamalfar and her children will be sent directly to Tehran on either of two flights: Iran Air@ 12:55 (PST) Tuesday or Aeroflot @ 10:45 (PST) Tuesday.

UPDATE: At 9:00 this morning, PJM’s Roger Simon spoke with Iranian-American filmmaker Ardeshir Arian. Arian had been PJM’s conduit to Zahra Kamalfar, the Iranian dissident in danger of being deported from the Moscow airport back to Tehran. Kamalfar’s own voice talking from the airport is heard briefly on this exclusive podcast. This is a portion of an interview with the dissident conducted by Hengameh Ashfar for a Los Angeles Iranian station.


Play (7:33) or download (7.2 MB) Update on the Zahra Kamalfar Deportation.
Free subscription available at iTunes.

FLASH: Pajamas Media has been informed that the UNHCR (The UN Refugee Agency) has now officially rejected Kamalfar’s appeal. Now the only body able to stop the deportation is Russia, or, possibly, Putin himself.

At present Kamalfar and her children will be put on an airplane at 9:45 Tuesday, Moscow time. The plane is scheduled to land at Bishkek, Kyrgyzstan, before continuing on to Tehran.(Monday, 10:15 PST)

FLASH: Kamalfar tracked by possible IRI (Islamic Regime intelligence) agent while being interviewed for Pajamas Media podcast…. Also, EU Human Rights Commission representative working to stop scheduled deportation of Kamalfar and children…. more to come….

ORIGINAL ITEM (Sunday, 05:47 PST) Sources close to Iranian dissident Zahra Kamalfar state she has been living with her children under unspeakable conditions in the transit area of Moscow’s Sheremetyevo Airport for 73 days (now more). A one-time demonstrator against the extremist theocracy, she escaped from an Iranian prison when on a two-day furlough to visit her children. She ended up being buffeted from country to country, then spent months in a Moscow deportation motel before being ejected and left to float in the transit area of the airport. Now in imminent danger (possibly Monday, if the Russians cooperate) of being taken back to the Islamic Republic for the Mullahs’ version of justice, Ms. Kamalfar speaks out in this dramatic video smuggled out of the airport to Pajamas Media.

Read Iran expert Michael Ledeen’s account of Kamalfar’s background here. More on Kamalfar and her children at the blog of Iranian human rights activist Ardeshir Dolat. Sign a petition for Kamalfar’s freedom with the UNHCR (United Nations Refugee Agency) and Russian immigration authorities here

UPDATE AND SOME CLARIFICATION: Pajamas Media has been told that Kamalfar will not be returned to Iran until at least Tuesday. She has a brother in Canada, where she is seeking asylum. Her husband is either in an Iranian prison or dead. No one seems to know. We have also been told that Islamic regime intelligence has been actively spreading rumors about her in order to discredit her with the press. This is unconfirmed at this point.

FURTHER DEVELOPMENTS: Pajamas Media has been informed that two US attorneys (one Iranian- American) are now en route to Moscow to meet with US Embassy officials. They are attempting to obtain asylum for Kamalfar and her children in the US before she is returned to Iran. The same sources tell us the UNHCR has been obstructing these attempts by delaying in turning over necessary documents. The sources speculate that the UN Agency is embarrassed by its previous treatment of Kamalfar who could have left Russia months ago with their help.

ANOTHER UPDATE: The following news appeared Monday morning on the Hambastegi International Federation of Iranian Refugees website. The reports have not yet been confirmed. The latest news is at the top.

UPDATE ON THIS NEWS (15.30-20-11-2006): IFIR has been informed by Ms. Kamalfar from Airport that she may be departure from Moscow to capital of the Republic of Kyrgyzstan by Aeroflot at 23.10 tonight. If this happened to her, Ms. Kamalfar will apply asylum in Kyrgyzstan.

UPDATE ON THIS NEWS (14.50-20-11-2006): IFIR has been informed by Ms. Kamalfar from Airport that she has received a message (SMS) and told her she would be deported tonight at 10 pm in Russian times.

UPDATE ON THIS NEWS (14.50- 20-11-2006): IFIR has been informed that possibility of forcible return of Ms.Kamalfar now is in higher risk. Some thing unusual is happened to her. She has been forbidden to have any visit in airport hall. The danger of capture her and her two children would be happened in every minute. This is unconfirmed at this point.


+ نوشته شده در  Wed 14 Feb 2007ساعت 2:13 AM  توسط حامیان Protectors  | 

تنها و سرگردان در فرودگاه مسكو

"بچه هايم اينجا در فرودگاه مسكو ١٨ ماه است خورشيد را نديده اند!"

گزارشى از سرگردانى و بلاتكليفى ١٨ ماهه يك زن پناهجو با دو فرزندش در فرودگاه مسكو

 فرشاد حسينى

 زهرا كمال فر يك پناهجوى ايرانى است كه به اتفاق پسر ١٢ ساله اش داود و دختر ١٧ ساله اش آنا مدت ١٨ ماه است كه درزندان و فرودگاه روسيه گرفتار آمده است. خبر را ابتدا از طريق فهيمه صادقى دبير فدراسيون در ونكور كانادا دريافت كرديم. سپس تماس ما با برادر زهراو وكيل وى در كانادا برقرار شد. با زهرا تلفنى صحبت كرده و ماجراى زندگيش بعد از فرار از ايران را جويا شدم. آنچه ميخوانيد بر اساس گفتگوي تلفنى من با زهرا در سالن ترانزيت فرودگاه مسكو تنظيم شده است.

 زهرا (مهتاب) كمال فر با صداى گرفته و غم آلود ماجراى خود را چنين شرح ميدهد. الان درست ١٨ ماه است كه از ايران خارج شديم. ابتدا از ايران به قرقيزستان رفته و از طريق ترانزيت مسكو راهى فرنكفورت آلمان شديم. قرار بود پس از ورود در آلمان به مقصد كانادا پرواز كنم. در فرودگاه فرانكفورت ما را دستگير كردند. با ٣ بردين كارت و پاس هاى بلغارى. ما را دستگير كردند. و گفتند آيا ميخواهيد درخواست پناهندگى دهيد يا نه. در اين فاصله من به دوستم در فرانكفورت تماس گرفتم و از او راهنمايي خواستم. او گفت شما قرار نيست دائم اينجا بمانيد بنابراين لازم نيست تمام حقايق فرار و زندگى خود را بگوييد. من اطلاعاتى نداشتم از طرف ديگر بشدت از ديپورت به ايران وحشت داشتم. بعد از ٢-٣ روز مصاحبه شدم. طبق رهنمود دوستم چيزي راجع به مشكلات واقعى ام نگفتم و يك ماجراي دروغى براى آنها تعريف كردم.

 حدود ١٥- ١٦ روز در فرنكفورت بوديم. بعد مامورين پليس آلمان آمدند و گفتند وسايل تان را جمع كنيد. ما فكر كرديم ميخواهند ما را به كمپ ديگرى انتقال دهند. اما با ماشين ما را به فرودگاه برده و سوار هواپيما كردند. گفتند شما را به همان ترانزيتى كه در مسكو داشتيد بر ميگردانيم.

شب ساعت حدود ١٠-١٢ وارد مسكو شديم. ابتدا به محل دفتر هواپيمايي ايرفورت رفته و اعلام كرديم كه ميخواهيم اينجا درخواست پناهندگى كنيم. يكي از مامورين گفت روسيه به كسى پناهندگي نميدهد و ما شما را زنداني ميكنيم. جواب دادم زندان روسيه براي من بهتر از زندان جمهورى اسلامي است ترجيح ميدهم در زندان شما باشم تا در زندان جمهورى اسلامي. بعد از اينكه اصرار من را ديدند گفتند فردا به كارتان رسيدگى ميكنيم. شب تا صبح را در فرودگاه گذرانديم. فردا ما را به يك هتل قديمى كه مخصوص ديپورت پناهجويان است بردند و گفتند شما بايد با سفارت ايران تماس گرفته تا به ايران برگرديد. بعد از مدتى از سفارت ايران آقايي به نام احمدى يا اوحدى با من تماس گرفت و گفت شما مشكلى در ايران نداريد و ميتوانيد به ايران برگرديد. من در جواب گفتم ممنون از راهنمايي شما من نياز به كمك شما ندارم و تلفن را قطع كردم. بعد از مدتى خانمي به نام "ماريا آندرين" كه مسئول اينفورميشن ايرفورت بود شروع كرد به فشار آوردن به ما كه شما هيچ مشكلى در ايران نداريد. بايد با سفارت ايران صحبت كنيد و به كشور خودتان بازگرديد. گفتم من مشكل دارم و اينجا درخواست كمك دارم. بگذاريد توضيح دهم مشكلات من چيست و چرا نميخواهم به ايران برگردم. به حرفهايم توجهى نكردند. بعد مدتى و با اصرار شديد من از كميسارياي پناهندگان سازمان ملل درخواست رسيدگى به پرونده مرا كردند و نامه ام را برايشان فاكس كردند. بعد از يك ماه از طرف كميسارياي پناهندگان سازمان ملل يك كارمند به همراه يك مترجم افغانى براي مصاحبه پيش من آمدند. مترجم به زبان فارسي تسلط و آشنايي كامل نداشت. در موارد زيادى متوجه حرفهاى من نميشد. غير از مامور كميسارياي پناهندگان سازمان ملل خانم "ماريو آندرين" و ٢ پليس ديگر در جريان مصاحبه ما حضور داشتند. پس از مصاحبه آزار و اذيت هاي روحى و جسمى خانم ماريو شروع شد. به اشكال مختلف ما را تحت فشار قرار ميدادند. چندين بار توسط خود اين خانم مورد ضرب و شتم و كتك كارى قرار گرفتيم. زندگى فوق العاده سخت و پر از اظطراب و دلهره داشتيم. بيماري من تشديد پيدا كرده بود. درخواست دكتر و دارو كردم. اما در اين مدت تنها يك بار دكتر براى معاينه من به فرودگاه آمد و ٢-٣ بار هم دارو دادند. كميسارياي پناهندگان سازمان ملل به ما اعلام كرد كه شما بايد ابتدا رسما از دولت روسيه درخواست پناهندگى كنيد و اگر دولت درخواست شما را نپذيرفت آنگاه ما ميتوانيم كيس شما را بررسى كنيم. از دولت روسيه درخواست پناهندگى كرديم اما درخواست ما را رد كردند و گفتند روسيه تنها درخواستهايي را مورد پذيرش و بررسي قرار ميدهد كه ٢٤ ساعت پس از ورودشان به روسيه درخواست پناهندگى اعلام كرده باشند و چون شما بيش از اين مدت در خاك روسيه بوديد بنابراين شما مشمول بررسي يا پناهندگي در روسيه نميشويد. در اعتراض به اين تصميم نامه اي نوشته و توضيح دادم من از همان لحظه اول ورودم به فرودگاه مسكو درخواست پناهندگى داده بودم اما كسى به درخواست و صحبت من توجهى نكرد. مجددا وزارت مهاجرت روسيه با همان دلايل اعتراض من را رد كرد. كميسارياي پناهندگان اعلام داشت كه برايم وكيل گرفته و موضوع را در دادگاه پيگيري ميكنند. اما در دادگاه نيز همان پاسخ را دادند. كميسارياي پناهندگان سازمان ملل قرار شد خودش موضوع را پيگيري كند. بعد از مدتى اين سازمان نيز به درخواست پناهندگى من جواب منفى داد. در توضيح علت رد درخواست پناهندگى ام عنوان شده بود كه چون اظهارات شما در اينجا با اظهارات تان در آلمان متفاوت است بنابراين از نظر ما شما مشمول پناهندگى نميشويد.

 در كنار اين پروسه بشدت كند و ناعادلانه و غير انسانى يك زندگى غيرقابل تصورى را در سالن فرودگاه ترانزيت مسكو داشتيم. ابتدا براى مدت ١٣ ماه  در اتاق هاي كهنه و قديمى شركت هواپيمايي ايرفورت بوديم. اين شركت  ١١ اتاق در اختيار داشت كه ما را در يكى از اين اتاق ها در ترانزيت فرودگاه مسكو اسكان داده بودند. آنجا هيچ امكاناتي نداشتيم. نه امكانات سرگمي مانند راديو و تلويزيون و نه حتي حمام و توالت. اين اتاق ها درست مانند زندان بودند. حدود ٥ ماه پيش قرار داد شركت ايرفورت با فرودگاه مسكو به اتمام رسيد. آنها ديگر كلا از ما سلب مسئوليت كرده و ما را در سالن فرودگاه رها كردند. الان ٥ ماه است كه در سالن فرودگاه زندگى ميكنيم. يك بار خانم ماريا دخترم آنا را چنان مورد ضرب و شتم قرار داد كه دهان دخترم خون آلود شد. در ترانزيت نيز هر بار با آزار و اذيت هاى پليس مواجه ايم. يك بار پليس فرودگاه آمد و به ما اخطار داد وسايل تان را جمع كنيد و به جاي ديگري برويد. ما در حالي كه مشغول جمع آوري اثاثيه امان بوديم پليس كليه وسايل ما را به وسط سالن پرتاب كرد. وقتي خواستم اعتراض كنم چرا اين كار را با ما ميكنند من را هل دادند و من با سر به زمين خوردم و دماغ و صورتم بشدت زخمى و خونى شد. الان در سالن فرودگاه نه جاي خواب داريم نه حمام . معمولا مجبوريم در توالت با يك دبه آب حمام كنيم. سالن فرودگاه مسكو خيلى قديمى است و سيستم تهويه حرارتي ندارد. هوا الان بسيار سرد است به ويژه ٢ هفته ديگر زمستان مشهور روسيه آغاز ميشود و من بشدت نگران هستم.

زهرا كمى مكث كرد بغض اش تركيد و با گريه و بريده و بريده ادامه داد: كمك مان كنيد. اينجا واقعا وحشتناك است. ترانزيت جاى عبور است جاى ماندن و زندگى كردن نيست. بچه هايم ١٨ ماه است خورشيد را نديدند. اين را به كى بگويم. اينجا مسكو است. چيزي كه اصلا معنى ندارد حقوق بشر است. من را نجات بديد هر كارى كه از دست تان بر ميايد برايمان انجام دهيد. نگذاريد بچه هايم تلف شوند.

با شنيدن حرفهاي زهرا ابتدا لحظاتى گيج و مبهوت شده بودم. به او دلداري دادم. گفتم ما دير فهميدم اما سريع ميجنبيم. تمام روسيه را تكان خواهيم داد...

+ نوشته شده در  Wed 14 Feb 2007ساعت 2:3 AM  توسط حامیان Protectors  | 

هجده ماه آوارگی در فرودگاه مسکو، هجده ماه در میان آواری از توهین و بدرفتاری و خشونت...

 Захро Камалфар; это персидская женшина которая вместе со своими дочери и сыном уже 18 месицев живут в московской аэропорту. Они хотят поехать в Канаду и не хотят вернуться в Иран. Как можно помочь им

 زهرا کمال فر و دو فرزندش در گوشه ای از فرودگاه مسکو 

باید نقطه پایانی بر این غربت این سه نفر بگذاریم...

 همین الان!

 لوگوی موقت لوگوی موقت

مهم نیست من یا ما کی هستیم، اینجا جایی ست برای اندیشیدن، گرد هم آمدن و کمک رسانی فوری، فرصت برای برنامه ریزیهای دراز مدت نیست، باید همین امروز و امشب فکری بکنیم...


پیشنهادات:

۱- تشکیل یک گروه کاری چند نفره

۲- تقسیم کار: مسئول هماهنگی، سخنگو، مسئول ارتباطات، مسئول تبلیغات، مترجم، مسئول پیگیریهای حقوقی، مسئول پشتیبانی

۳- ارتباط با همه رسانه های فارسی زبان، بین المللی و روسی

۴- جلب توجه وبلاگ نویسان ایرانی،روس و روزنامه نگاران روس

۵- به راه اندازی یک کمپین تبلیغاتی برای نجات این خانواده

۶-جمع آوری کمک مالی

۷- پیگیریهای حقوقی

شما چه پیشنهادی دارید؟ در چه زمینه ای می توانید کمک کنید؟


+ نوشته شده در  Tue 13 Feb 2007ساعت 2:0 AM  توسط حامیان Protectors  | 

زهرا کمال فر و دو فرزندش هجده ماه است که در فرودگاه مسکو آواره اند!

 

     فیلم را ببنید

زهرا کمال فر و فرزندانش در فرودگاه مسکو

سرگرداني ۱۸ماهه خانواده ايرانی در فرودگاه مسکو

 

روزنامه اعتماد:  يک زن ايراني که قصد داشت به همراه دو فرزند 12 و 17 ساله اش به صورت غيرقانوني به کانادا مهاجرت کند 18 ماه است که در فرودگاه مسکو سرگردان است و در سالن فرودگاه زندگي مي کند.


به گزارش «سي بي سي» اين زن ايراني که مهتاب نام دارد 19 ماه قبل به همراه پسر 12 ساله اش به نام داود و دختر 17 ساله خود به نام آنا ايران را ترک کرد و راهي قرقيزستان شد.


اين زن که قصد داشت به همراه فرزندانش به کانادا مهاجرت کند به مسکو رفت و از آنجا با گذرنامه و اوراق هويتي جعلي بلغارستان خودش را به فرانکفورت آلمان رساند اما در آنجا پيش از آنکه موفق شود مقدمات سفر خود به کانادا را فراهم کند از سوي پليس آلمان شناسايي و به همراه آنا و داود پس از 15 روز به مسکو بازگردانده شد.


 درباره سرگرداني خود و فرزندانش در فرودگاه مسکو به سي بي سي گفت؛ حدود ساعت 10 شب بود که وارد مسکو شديم و ابتدا به دفتر هواپيمايي ايرفورت در فرودگاه رفتيم تا به اوضاع مان رسيدگي شود. اما کسي به حرف هاي من توجه نکرد و از آن زمان به بعد ما در فرودگاه سرگردان بوديم.


وي افزود؛ ما را به يکي از اتاق هاي قديمي شرکت هواپيمايي ايرفورت بردند. اين شرکت در فرودگاه 11 اتاق در اختيار داشت. ما در آنجا از کمترين امکانات هم بي بهره بوديم نه وسايل سرگرمي مانند راديو و تلويزيون در اختيار داشتيم و نه حتي آن اتاق حمام و دستشويي داشت. آنجا درست مانند زندان بود و اين مدت خيلي به ما سخت گذشت.


حدود يک ماه از زندگي عذاب آور ما در فرودگاه گذشته بود که ماموران پليس به همراه زني به نام ماريو آندرين از سازمان ملل به سراغ ما آمدند آنها با کمک يک مرد افغان که تسلط کافي به زبان فارسي نداشت از من و بچه هايم بازجويي کردند. پس از آن بازجويي بود که اوضاع ما بدتر و آزارهاي ماريو بر ما آغاز شد او چند بار مرا به شدت مورد ضرب و شتم قرار داد. اين زن ما را از لحاظ روحي و رواني نيز به شدت تحت فشار قرار مي داد.


مهتاب افزود؛ زندگي ما فوق العاده سخت و پر از اضطراب و دلهره شده بود و در همين حين من به شدت بيمار شدم و درخواست دکتر و دارو کردم اما در تمام اين مدت فقط يک بار پزشک براي معاينه من به فرودگاه آمد و دو يا سه بار هم به من دارو دادند و هيچ امکانات درماني ديگري در اختيار نداشتم.در اين ميان وزارت مهاجرت روسيه با اقامت ما در اين کشور مخالفت مي کرد و سرانجام پس از 13 ماه زندگي در اتاق مخروبه شرکت ايرفورت قرارداد اين شرکت با فرودگاه مسکو به پايان رسيد و مسوولان شرکت درباره ما کاملاً سلب مسووليت و ما را در سالن فرودگاه رها کردند و اکنون 5 ماه است که در سالن فرودگاه زندگي مي کنيم و همچنان وضعيت مان اسفبار است.


يک بار ماريو کارمند سازمان ملل چنان دخترم را به باد کتک گرفت که دهانش پر از خون شد از سويي در سالن فرودگاه مرتب با آزار و اذيت هاي پليس مواجه هستيم. يک بار يکي از ماموران مرا چنان هل داد که سرم به زمين خورد و بيني و صورتم خون آلود شد.


اين زن ايراني ادامه داد؛ اکنون در سالن فرودگاه نه جاي خواب داريم و نه حمام، معمولاً مجبور هستيم در دستشويي با يک دبه آب حمام کنيم. سالن فرودگاه خيلي قديمي است و سيستم تهويه حرارتي ندارد و هوا بسيار سرد است و من نگران سلامتي خود و فرزندانم هستم. اينجا واقعاً وحشتناک است. الان 18 ماه است که آنا و داود خورشيد را نديده اند و من نمي دانم بايد چه کار کنم.

+ نوشته شده در  Tue 13 Feb 2007ساعت 1:8 AM  توسط حامیان Protectors  |